X
تبلیغات
گــــل نرگـــس - سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) مبارک باد

گــــل نرگـــس

اللـــــهم عجـــــل لـــولیــــک الفــــرج

سالگرد ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) مبارک باد

The image “http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Fatemeh/Ezdevaj/86/Ali_Fatemeh.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

دومين نفري كه به خواستگاري حضرت فاطمه زهرا (س) اومد ، عمربن خطاب بود . خب ، اون هم همون جواب قبلي رو گرفت و اصرار زيادي هم كه كرد ، فايده اي نداشت . كه البته اينها به دليل مصالح سياسي هم بود ، كه به خواستگاري مي اومدند . چون اونها مي خواستن شخص اول بعد از پيغمبر  باشند و فكر مي كردند اون قرب لازم رو كه بايد داشته باشند ندارند و لذا گفتند : شايد بهترين راه اين باشه كه به خواستگاري حضرت فاطمه زهرا (س) بريم .

يه روز پيغمبرآقا اميرالمؤمنين را صدا زدند و فرمودند : “ علي جان ! چيزي مي خواي به من بگي ؟ ”
آقا اميرالمؤمنين سرخ شدن . حجب و حياي اميرالمؤمنين کل چهره شون رو برافروخته كرد . پيغمبراكرمr فرمودند كه : “ علي جان ! خدا ، ( خودِ خدا ) به جاي تو فاطمه مرا براي تو خواستگاري كرده است ! ” و گويا تو هم به اين امر مايلي . يعني خواستگاري فاطمه (س) وحي بوده ، چون خودِ خدا خواستگاري كرده است . اميرالمؤمنين سكوت كردند . پيغمبر فرمودند : “ خب ، اين علامت رضايت است . شرم و حيا مانع شد كه علي در اين رابطه در حضور پيغمبر  رفي بزند . بعد پيغمبر فرمودند : “ فلان روز بيا و قراري گذاشتن . ”

( همين قراري كه ما  مي ذاريم ، مثلاً مجلس بله و برون . ) بعد در اون موقع اومدن و صحبت شد . پيغمبر فرمودند كه : “ من بايد از دخترم فاطمه (س) هم سؤال كنم . ”‌ راجع به مهريه و غيره سؤال شد . آقا اميرالمؤمنين فرمودند : “ هر چه  فاطمه (س) بخواهد ، آيا با فلان مطلب حاضر است ؟ ” پيغمبر فرمودند : “ دخترم ! حاضري با اين مهريه به عقد عليدر بيايي ؟ ” حالا ، به همون مقدار مهرالسنه اي كه مي گن چهارده مثقال نقره بود كه با پول الان حدوداً مي شه صد هزار تومن . حضرت زهرا (س) فرمودند : “ من به علي كه راضي ام . اما مهر براي من كافي نيست . ” فرمودند : چه كنيم ؟ مبلغ رو ده برابر كنيم ؟ مجدداً فرمودند : “ نه . به علي كه راضي ام اما اين مهر براي من كافي نيست . ” هر چقدر مبلغ رو بالاتر بردن ، حضرت زهرا (س)‌ فرمودند : “ من اصلاً اشكالم تو مبلغ مهر نيست . ” فرمودند : خب ، خودت بگو . چه چيزي رو به عنوان مهر مي خواي ؟ حضرت زهرا (س) فرمودند : “ من دو تا مهريه مي خوام . ” حالا كه خدا خواستگاري كرده ، خودش مهر من رو بده .

بعد فرمودند : “ يكي اينكه در روز قيامت من اجازه داشته باشم به محبان خودم ، به شيعيان خودم ، يعني اونايي كه من رو دوست دارن ، كمك كنم و نجاتشون بدم . ( ببينيد ! در اول عاشقانه ترين ازدواج بشريت از ازل تا ابد اين مي شه مهر فاطمه (س) ) چقدر اين ديد ، الهي و ملكوتي و مهربان هست كه مي فرمايد : “ مهرم رو نجات گناهكارهاي امتم قرار مي دهم .

خداوند وحي فرمودند كه : “ راضيم ” فاطمه (س) داره درخواست مي كنه ، پس راضيم ! پيغمبراكرم فرمودند : “ مهر دوم شما چيه ؟ ” حضرت عرض كردند : “ مي خواهم كه آبهاي عالم را مهر من قرار بدهند . ” كه پيغمبراكرم اينجا اين اختيار رو دادن . پس آبهاي عالم مهر فاطمه (س) است . خب ، اين آبهاي عالم به اصطلاح ، يه حالت ظاهري داره كه درياها و درياچه ها و رودها رو شامل مي شه . كه اين حالت ظاهري آب هست و بعضاً‌ در روضه ها ، ازش استفاده مي كنن كه آب فراتي كه مهر فاطمه (س) بود بر روي ابي عبداللهبسته شد . اما جنبه باطني اين آب چيه ؟ اين “ ماء ” ، اين آبي كه مي گن ، اون آبي هست كه در قرآن مي فرمايد : “ و من الماء كل شيء حي ” يعني خدايا ! يك تبلور وجلوه اي در من و نام من قرار بده كه نام من مانند آب ، همه گنهكاران و همه انسانها رو زنده كنه .

لذا ، نام صديقه كبري (س) كه مياد ، اصلاً‌ دلها مي لرزه . امام صادق مي فرمايند : همه مردم وقتي مشكلي دارن به ما اهل بيترجوع مي كنن و ما 13 نفر وقتي مشكلي داريم به مادرمون فاطمه زهرا (س) رجوع مي كنيم . اين دومين مطلب مهريه بود .

بعد بحث جهيزيه شد كه فاطمه زهرا (س) جهيزيه شون رو نشون دادن . ( حالا اگه بخوام امشب دقيقاً‌ نحوه ازدواج حضرت زهرا (س) را براتون بگم ، شايد اينجا ( از نظر اشك ) بشه شب شهادت حضرت زهرا (س) . ) براي اينكه اين ازدواج خيلي عجيبه ! حالا ، اشك هم كه فقط اشك درد نيست ، بعضي وقتها اشك مهر هم هست ، اشك شوق هم هست ! خانم (س) فرمودند : “ من اينها رو دارم . ” بعد نگاه كردن ، ديدن خيلي ساده است . يه دستاس هست ( دستاس هم همون آسيابهاي دستي است كه يه مشت گندم مي ريزن و خورد مي كنن . ) سه ، چهار تا كاسه گلي ، چند تا قاشق گلي و يه زير انداز ( همون كساء معروف ! ) يعني اين زيرانداز هم فرش ، هم رختخواب و هم كفپوش خونه فاطمه (س) بود . و يه رو انداز ، نه يه دونه پتو . يعني با زبان امروز ، يه پارچه ، يه ملحفه . حضرت زهرا (س) فرمودند : “ اين جهيزيه منه ، علي به اينها راضي هست ؟ ” آقا خنديدند و فرمودند : “ فاطمه (س) كه بياد تو خونه من ، ديگه دنيا و آخرت وارد خونه من شده ، من كِي ديگه به اينها نگاه مي كنم ؟ ” ( آخه ، فاطمه (س) مي خواد بياد تو خونه من ! ) ـ پس امام عليفرمودند : “ بله من راضي هستم . ”

بعد پيامبر rسؤال فرمودند : “ علي جان ! حالا ، تو چي داري ؟ ” امام عليعرض كردند : “ آقا ! من از مال دنيا فقط يه سپر و يه زره دارم . هيچي ديگه ندارم . ” (‌ ببينيد ! عليبا اون همه عظمت از مال دنيا فقط همين ها را داره ! ) كه البته بعد از قضيه ازدواج ديگه حضرت علياونها رو هم نداشت . چون كه در اونجا پيغمبرr فرمودند : “ وقتي كسي  فاطمه (س) رو داره نه سپر مي خواد و نه زره . ” اين دو تا رو هم بفروش و خرج عروسي و خونه گرفتن و وسايل خريد براي زندگي كن . در يكي از روايت اومده كه پول زره و سپر 30 درهم شد . ( اصل زندگي سعادتمند عشق و تفاهم است ) بالاترين جلوه عشق در عشق بين عليو فاطمه (س) است . چون در تاريخ ، اين تنها ازدواجي است كه هر دو طرف معصومند . و تنها معصومه تاريخ حضرت فاطمه (س) است . خب با اين اوضاع و احوال كارها درست شد . حالا مي خوان خطبه بخونن . الله اكبر ! جبرئيل امين نازل شد . عرض كرد : “ يا رسول الله ! من اومدم از عليو فاطمه (س) وكالت بگيرم . خود خدا در عرش قرار هست كه خطبه رو جاري كند . ( خود خدا ! ) خداوند خودش خطبه رو در عرش جاري كرد و صيغه رو خوند . و اونجا در عرش اين پيوند بسته شد . همه ملائكه ( به سبك خودشون ، نه مثل ما ) تمام عرش را زينت كردن . عده زيادي از ملائكه ، بخاطر اين پيوند ، سجده شكر كردن و اونجا چقدر پاي كوبي و خوشحالي بود . يعني اين روز ، اينقدر مهمه كه با ازدواج اين دو معصوم ، خداوند بعنوان همون هديه اي كه مهمونها به عروس و داماد مي دن يك در به درهاي رحمت خودش اضافه كرد . فقط به خاطر ازدواج علي و فاطمه (س) . امشب  اينجوريه ، لذا ما امشب يه عروسي عادي نيومديم . امشب به جشني اومديم كه يكي از علما و اساتيد ما ، مي فرمودند :

“ هر كس در شادي امشب شركت كنه ، گويا ده بار حج واجب انجام داده . ” و خب مي دونيد كه بعد از انجام حج واجب هم آدم مثل اينكه دوباره متولد شده و گناهي هم نداره . امشب اينطوريه . اين وضعيت فاطمه (س) است . اين وضعيت اين ازدواج است .

زندگي علي و فاطمه (س) مي خواد شروع بشه حالا ديگه با هم محرم شدن . ( ببينيد ! اين نكته چقدر لطيفه ) حضرت عليبا پيغمبر rپسر عمو بودن ، قوم و خويش بودن ، علي  به خانه پيامبرr رفت و آمد داشت ، علي اينقدر محرم بود كه شب ليله المبيت در بستر پيغمبرr خوابيد . با اين اوضاع و احوال مي بينيم كه اين اتفاق مي افته . پيغمبر r رو كرد به عليو فرمود : “ يه قدم ديگه مونده . ” اون چيه ؟! ـ در شرايط خواستگاري و ازدواج اينه كه روي همسر را بايد ببينند ديگه . پيغمبر r روي حضرت رو كنار زدند و فرموند : “ علي جان ! اين فاطمه من است . ” يعني علي تا اون لحظه فاطمه (س) را نديده بود . در تاريخ مي نويسند علي شروع كرد به لرزيدن . بعداً در تاريخ امام علي اينجوري نقل مي شه كه آقا فرمودند : “ وقتي فاطمه (س) رو ديدم از همه دنيا با همه زيبايي هايش سير شدم . ” هر چه زيبايي هست ، تو وجود فاطمه (س) هست .

خدا بعضي از اين دشمنان اهل بيت رو لعنت كنه . يه جملات وقيحانه اي مي گن كه نهايت بي شرمي است . من توي يكي از كتب برادران اهل سنت ديدم كه يكي از مغرضين اهل سنت نوشته بود كسي بخاطر زيبا نبودن چهره فاطمه زهرا (س) به خواستگاري ايشان نمي رفت و پيامبرr مجبور شدن كه پسر عموشون رو به خواستگاري دخترشون بببرن !!‌ در صورتي كه معصومين ما بالاترين جلوه خلقت خدا هستند . امام صادق مي فرمايند : “ چهره مادر ما ، فاطمه (س) به گونه اي است كه تمامي حورالعين به او رشك و حسد مي ورزند . ”

اميرالمؤمنين فرموند : “ تا چشمم به چهره فاطمه زهرا (س) به اون همه زيبايي صورت با نورانيت عجيب سيرت همراه شده بود افتاد از همه دنيا سير شدم . ” همين جا اين جمله رو فرمودند :

برو به كار خود اي دون كه در ديار علي به عالمي نفروشند مويي از زهـــرا

http://www.mehremana.ir/_DouranPortal/images/Image/image.jpg

+ نوشته شده در  87/09/10ساعت 6:45  توسط رقیه نصرتی  |