تبليغاتX
گل نرگس
الهم عجل لولیک الفرج

http://www.mesbaholhoda.com/fa/images/stories/azadari/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%862.jpg

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش!

و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند.

به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

  و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.

   اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

 

http://aycu30.webshots.com/image/41389/2006334251454172844_fs.jpg

امام حسین (ع) : ایمان بنده مومن کامل نمیشود مگر اینکه در او چهار خصلت باشد : 1.اخلاقش نیکو باشد ، 2.بخشنده باشد ، 3.از گفتن حرفهای زیادی خودداری کند ، 4.زیادی مالش را انفاق کند.

  امام حسین (ع) : گروهی خدا را می پرستند به جهت آرزوی بهشت ، این عبادت تاجران است ، گروهی خدا را میپرستند از ترس جهنم ، این عبادت بردگان است ، گروهی خدا را میپرستند به شکرانه نعمتهایش ، این عبادت آزادمردان است و این بهترین عبادت است.

  امام حسین (ع) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق به کسی است که جواب سلام را میدهد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 8:40  توسط گل نرگس | 

بی اعتنایی

 مرحوم حاج ملامهدی نراقی هنگامی که در قرن سیزدهم کتاب اخلاقی مهم "جامع السعادات" را نوشت چند نسخه از آن را برای علمای نجف، از جمله برای سیدمهدی بحرالعلوم که از علمای برجسته بود فرستاد.

بعدازمدتی ملامهدی نراقی به نجف رفت. علمای نجف از وی دیدار کردند، ولی بحرالعلوم از وی دیدار نکرد. ملاقات نکردن بحرالعلوم از ملامهدی نراقی در آن زمان خیلی غیرعادی بود و موجب حرف های زیادی شد. مرحوم نراقی گفت حالا که آقای بحرالعلوم به دیدن ما نیامدند، ما به خدمت ایشان می رویم.

وقتی مرحوم نراقی به دیدار بحرالعلوم رفت، با برخورد سرد او مواجه شد، باز همین موضوع باعث حرف و حدیث زیادی درباره نراقی شد که چطور شده بحرالعلوم به او اعتنایی نمی کند! بعد از مدتی مرحوم نراقی مجدداً به ملاقات بحرالعلوم رفت، اما این بار نیز با بی اعتنایی و برخورد سرد او مواجه شد. پس از این دیدار تعجب مردم بیشتر شده و حرف و حدیث پیرامون این مساله به اوج خود رسید.

پس از چند روز مرحوم نراقی برای سومین بار به منزل بحرالعلوم رفت.

اما این بار با استقبال بحرالعلوم مواجه شده و به او خیلی احترام شد.

همه تعجب کردند و وقتی ماجرا را پرسیدند، بحرالعلوم خطاب به مرحوم نراقی گفت: این که دراین مدت به ملاقات شما نیامدم و وقتی هم که به دیدارم آمدید، برخورد سردی با شما کردم، به خاطر این بود که می خواستم ببینم حالا که کتاب جامع السعادات را نوشته ای آیا نوشته های آن را در وجود خودت نیز پیاده کرده و تزکیه نفس و تهذیب اخلاق نموده ای یا نه؟ و اینک برایم ثابت شد که تهذیب نفس کرده ای و به آن چه نوشته ای ابتدا خودت عمل کرده ای!

امام صادق(ع): ان العالم اذالم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب کمایزل المطرعن الصفا.

چون عالم به علم خویش عمل نکند، اندرزش از دل های شنوندگان بلغزد، چنان که باران از سنگ صاف بلغزد.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات

 تصمیم

 

شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آن جا سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خدا فقط می خواهد از ما چیز بخواهد، در حالی که خودش برای سبک کردن بار ما کاری نمی کند.

دیگری گفت: خوب، من هم می آیم تا ایمانم را نشان بدهم.

همان شب به قله کوه رسیدند و از درون تاریکی آوایی را شنیدند: سنگ های روی زمین را بر پشت اسبتان بگذارید.

شوالیه اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، خداوند می خواهد بار سنگین تری را هم با خود ببریم. من که اطاعت نمی کنم!

شوالیه دوم به دستور آوا عمل کرد. وقتی پای کوه رسید، سپیده دم بود و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه پارسا تابید: الماس ناب بودند.

برگرفته از کتاب مکتوب

+ نوشته شده در  ساعت 9:44  توسط گل نرگس | 

همنشین حضرت موسی در بهشت

روزی حضرت موسی عرض کرد خدایا می خواهم بدانم همنشین من در بهشت کیست؟ خداوند مردقصابی را معرفی کرده و آدرس او را داد. موسی تعجب کرد که مگر یک قصاب چه می کند که همتای موسی در بهشت است. رفت و از نزدیک مراقب کار او بود. دید کسب و کار معمولی دارد و کارخاصی نمی کند. شب شد، دکان را بست. موسی نزدیک رفته و خود را غریب معرفی کرد تا شب مهمان او باشد و ببیند شب تا صبح چه می کند که چنین مقامی دارد، زیرا در روز که کار و عبادت خاصی ندارد.

قصاب پذیرفت و به خانه او رفتند. موسی دید قصاب، قفس مانندی را که با طناب آویزان کرده بود پایین آورد و پیرزنی را که در آن بود تمیز کرده و لباسش را عوض کرد. و سپس با قاشق به دهانش غذا گذارد. بعد به موسی گفت: این مادر من هست و شب ها کارمن همین است و چند سال است که این کار را می کنم و چون مادرم خیلی ضعیف است، برای حفظ او از حیوانات و خطرات، در قفس مانندی گذاشته و از سقف آویزان می کنم.

موسی گفت: مادرت حرف هم می زند؟ قصاب گفت: نه، ولی گاهی خیلی آهسته و کوتاه در گوشم دعایی می کند. موسی پرسید: چه دعایی می کند؟ قصاب گفت: می گوید پسرم خدا تو را در بهشت همنشین موسی قرار بدهد. حضرت موسی خود را معرفی کرده و گفت دعای مادرت مستجاب شده و خداوند به من چنین وحی کرده است.

امام سجاد(ع): حقوق رحمک کثیره بقدر اتصال الرحم فی القرابه فاوجبها علیک حق امک

حقوق خویشاوندان بسیار است. به هر میزان که در سلسله مراتب نسبت به تو نزدیک تر باشند، حقوقشان بیشتر است و مهم تر و واجب تر از همه، حق مادرت بر تو می باشد.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات

+ نوشته شده در  ساعت 15:29  توسط گل نرگس | 

غلام سیاه و سگ گرسنه

 

روزی عبدالله بن جعفر وارد باغی شد و غلام سیاهی را دید که در آن مشغول کار است. هنگام ظهر بود، همین که غلام سفره غذای خود را پهن کرد تا مشغول صرف ناهار شود، سگی از روی دیوار کوتاه باغ به داخل پریده و در مقابل غلام سیاه ایستاد و به او نگاه کرد. غلام لقمه ای از غذای خود را به سگ داد. سگ پس از خوردن آن، همچنان ایستاده و به غلام نگاه کرد. غلام مقداری دیگر از غذای خود را به سگ داد و سگ آنها را خورده و سیر شد ولی خود غلام گرسنه ماند.

عبدالله که شاهد این ماجرا بود، از غلام پرسید: "تو که می دانستی به جز این غذا، چیز دیگری نداری، پس چرا همه آن را به سگ دادی؟!" غلام پاسخ داد: "آن سگ بسیار گرسنه بود و من با سیر کردن او احساس رضایت کردم" عبدالله با دیدن این فتوت و جوانمردی، غلام و باغ را از صاحبش خریده و سپس غلام را در راه خدا آزاد کرد و باغ را نیز به او بخشید.

بدین ترتیب به برکت یک انفاق، سگ گرسنه ای سیر شد و غلام فقیری آزاد گردیده و صاحب باغی نیز شد.

آیه۲۶۱ سوره بقره: مثل الذین بنفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سنابل فی کل سنبله مائه حبه و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم.

مثل آنان که مالشان را در راه خدا نفاق کنند به مانند دانه ایست که از یک دانه هفت خوشه بروید و در هر خوشه صد دانه باشد (که یک دانه هفتصد برابر بشود) و خدا از این مقدار نیز بر هر که خواهد بیفزاید، چه خدا را رحمت بی منتهاست و خدا به همه چیز احاطه کامل دارد.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات

+ نوشته شده در  ساعت 8:45  توسط گل نرگس | 

وقت انفاق

درزمان رسول خدا(ص) مردجوانی زندگی می کرد که همسری نداشت. وی در جوانی کوشش بسیاری کرد و ثروت و اموال زیادی جمع آوری نمود. تا اینکه روزی بیمار شد و به حال مرگ افتاد. چون خبر بیماری او به گوش پیامبر(ص) رسید، حضرت به عیادتش تشریف بردند.

جوان با دیدن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! من زحمت زیادی کشیده ام و اموال زیادی جمع کرده ام اکنون خواهشی از شما دارم و آن اینکه تمام دارایی مرا بعد از مرگم در راه خدا انفاق فرمایید. پیامبر اکرم (ص) هم پذیرفت و پس از مرگ او آنچه داشت در راهی که صلاح می دانست به مصرف رسانید.

شخصی که شاهد ماجرا بود، گفت: خوش به حال کسانی که دارای ثروتی هستند و می توانند با مالشان بهشت را برای خود خریداری کنند.

پیامبراکرم (ص) خم شده و دانه خرمایی را که روی زمین افتاده بود برداشتند  و سپس رو به آن شخص کرده و فرمودند: این چیست؟ آن شخص گفت: دانه خرماست.

پیامبر(ص) فرمودند: قسم به خدایی که جانم دردست اوست، این شخص که مرده اگر در زمان زنده بودنش، یک دانه خرما انفاق کرده بود، بهتر از همه این اموالی بود که من پس از مرگش انفاق می کنم.

آیه ۲۵۴ سوره بقره: یا ایهاالذین امنواانفقواممارزقناکم من قبل ان یاتی یوم لابیع فیه و لا خله و لا شفاعه

ای اهل ایمان! از آنچه روزی شما کردم انفاق کنید، پیش از آن که بیاید روزی که نه کسی برای آسایش خود چیزی تواند خرید و نه دوستی و شفاعتی به کار آید.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات

+ نوشته شده در  ساعت 10:41  توسط گل نرگس | 

قصاص در دنیا

روزی حضرت موسی از محلی عبور می کرد، به چشمه ای در کنار کوه رسید، با آب آن وضو گرفت و بالای کوه رفت تا نماز بخواند.

در این موقع اسب سواری به آنجا رسید. برای آشامیدن آب از اسب فرود آمد و در موقع رفتن، کیسه پول خود را فراموش کرده و جا گذاشت و رفت.

بعد از او چوپانی رسید و کیسه را مشاهده کرد و آن را برداشت و رفت. پس از چوپان پیرمردی به چشمه آمد.  آثار فقر و تنگدستی از ظاهرش آشکار بود. دسته هیزمی بر روی سر داشت، هیزم را یک طرف نهاده و برای استراحت کنار چشمه دراز کشید.

چیزی نگذشت که مرد اسب سوار برگشت و اطراف چشمه را برای پیدا کردن کیسه خود جستجو کرد ولی آن را پیدا نکرد. از پیر مرد پرسید، او هم اظهار بی اطلاعی کرد. بین آن دو سخنانی رد و بدل شد و کار به زدو خورد کشید. اسب سوار آن قدر پیرمرد هیزم شکن را زد تا این که جان داد.

حضرت موسی عرض کرد پروردگارا این چه پیش آمدی بود، عدل دراین قضیه چگونه است؟ پول را چوپان برداشت ولی پیرمرد مورد ستم واقع شد؟!

خطاب رسید ای موسی! همین پیرمرد پدر همان اسب سوار را کشته بود. بین این دو قصاص انجام گردید. پدراسب سوار ههم به پدر چوپان به همان انداه پول بدهکار بود، از این رو حق به حقدار رسید.

من از روی عدل و داد حکومت می کنم.

آیه ۱۸ سوره نور:و یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم

 و خدا آیات خود را برای شما بیان فرمود که او به حقایق امور و اسرار و باطن خلق دانا و مصالح بندگان و نظام عالم کاملا آگاه است.

برگرفته از کتاب اندرزها و حکایات

+ نوشته شده در  ساعت 12:36  توسط گل نرگس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
شاید این جمعه بیاید، شاید...
پرده از چهره گشاید، شاید...
14 صلوات برای سلامتی آقا امام زمان (عج)

پیوندهای روزانه
تکخال
تبیان
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری
دریا
مهمون تازه وارد
دوستت دارم تا نه دوست داشتن من تا نداره
عاشق شهادت
بیرق
خنده ی نمکین خدا/ یوسف زهراء
سائلين الزهرا
دریادل آبی پرست
یک قلب پاک از تام معابد جهان زیباتراست
اسلام و قرآن کریم
شوق رضوان
!!! عاشق شو عاشق خدا !!!
دوست من سلام
پروانه سوخته
مثل خدا
آری آغاز دوست داشتن...
خبری در راه است...
دروازه کربلا
تافردا(مشاور)
به سوی ظهور
پخش زنده مستقیم مکان های زیارتی
عاشقانه
حجت الاسلام پناهیان(منجی من)
گل نرگس فدای رنگ و بویت
شیخ عامر
غربت بزرگترین غم عالم
نعمت فراموش شده
ایران اسلامی
کانون فرهنگی باقرالعلوم
ترنم وحی
ظهوربسیارنزدیک است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان